نکات شکلهای زیست شناسی و آزمایشگاه۱

شکل ۱- ۲ : باید دانست که تار مهره ای که در این شکل نشان داده شده شامل دو بخش است ۱ – رشته های بین مهره ای که خاصیت کش سانی ندارد ۲ – رشته های درون مهره ای که چسبناک و کش سان هستند .
شکل ۴- ۲ : الف – اسکلت کربنی می تواند به سه شکل باشد ۱ – خطی ۲ – شاخه دار ۳- حلقوی
ب – فرمول عمومی هیدروکربن ها عبارتند ازH 2n 2 C n کهn نشان دهنده تعداد اتم های کربن است – ج – نام ترکیبات از چپ به راست عبارتند از : اتان ( اسکلت کربنی خطی ) – پروپان ( خطی ) – بوتان ( خطی ) – ایزو بوتان (_ شاخه دار یا منشعب ).
د- بوتان و ایزو بوتان نسبت به یکدیگر ایزو مرند ( دو یا چند ترکیب شیمیایی که فرمل بسته انها یکسان ولی فرمل باز انها متفاوت باشد را نسبت به یکدیگر ایزومر می گویند . باید توجه داشت که ویژگیهای شیمیایی و بیو شیمیایی ایزو مرها با یکدیگر متفاوت است .
شکل ۱۴- ۲ : الف – پنتوز در ATP از نوع ریبوز می باشد ب – باز آلی آدنین دو حلقه ای است ( یک حلقه پنج ضلعی و یکی شش ضلعی ) ج – ریبوز بخش مرکزی را تشکیل می دهد و دو بخش دیگر یعنی باز آلی و گروههای فسفات هر کدام جدا گانه به ریبوز متصل می شوند .
شکل ۱۶- ۲ : در این شکل درصد مواد تشکیل دهنده بدن نشان داده شده است لطفا درصد ها را بخاطر داشته باشید .
شکل های ۱۰- ۳ و ۱۱- ۳ : الف – اندامکهایی که در سلولهای جانوری وجود ندارند شامل : ۱- کلروپلاست و سایر پلاستها ۲- واکوئل مرکزی ۳ – دیواره سلولی . ب – اسکلت سلولی از ریز لوله ها و ریز رشته ها تشکیل شده است
ج – اندامک هایی که مخصوص سلول های جانوری بوده و اغلب سلو لهای گیاهی انها را ندارند عبارتند از :۱- تاژک ۲ – سانتریول ۳ – لیزوزوم
شکل ۱۲ – ۳ : هرچند ریز نگارا لکترونی نشان داده شده در این شکل مشخص نیست که چه بخشی از دیواره سلولی را نشان می دهد ولی با توجه به شبکه ای بودن رشته های سلولزی می توان این شکل را مربوط به دیواره اولیه دانست .
باید توجه داشت که رشته های سلولزی دیواره اولیه ٬ فاقد آرایش منظم بوده و به شکل نوعی شبکه ظاهر می شوند در حالیکه رشته های سلولزی هریک از لایه های دیواره دومین بطور منظم و مورب بوده و رشته های هر لایه نسبت به لایه بعدی تقریبا با زاویه ۱۲۰ درجه قرار می گیرند .

شکل ۱۳ -۳ : الف – تمام غشاهای زیستی یک سطح خارجی و یک سطح داخلی دارند٬سطح داخلی رو به سیتو پلاسم بوده و سطح سیتو پلاسمی خوانده می شود و سطح خارجی رو به محیط اطراف سلول است .
ب – گلیکو پروتیینها و گلیکو لیپیدها اکثرا در سطح خارجی غشاء پلاسمایی قرار دارند .
ج – دو دسته از لیپیدها در شکل نشان داده شده اند : ۱ – فسفو لیپید ها ۲ – استرو یید ها ( کلسترول ) .
د – پروتیینها از لیپید ها بزرگتر بوده وبه ازاء هر مولکول پروتیین تقریبا ۵۰ مولکول لیپید وجود دارد .
شکلهای۱۶- ۳ و ۱۷-۳: بین غشاء خاجی و داخلی هسته فضای بین غشایی وجود دارد. در حقیقت این فضا در امتداد فضای داخلی شبکه آندو پلاسمی است . غشاء خارجی و داخلی هسته در فواصلی معین بهم پیوسته و سوراخ ها یا منافذی را به نام منافذ هسته ای بوجود می آورند ٬ این منافذ محل تردد ماکرو مولکولها بین سیتو سل و هسته می باشند( ریبوزوم ها از طریق همین منافذ از هسته وارد سیتو سل می شوند)
شکل ۱۸ – ۳ : ریبوزوم ها از طریق زیر واحد یا بخش بزرگ خود به به شبکه آندو پلاسمی متصل می شوند .
شکل ۲۰ – ۳ : الف – هر جسم گلژی مجموعه ای از ۴ تا ۶ کیسه می باشد که با هم ارتباط فیزیکی ( جهت تبادل مواد ) ندارند و مواد از طریق جوانه زدن ( ایجاد وزیکول ) از یک کیسه به کیسه بعدی منتقل می شوند .
ب – هر جسم گلژی دارای یک سطح محدب و یک سطح مقعر است که سطح محدب یا سطح نزدیک به هسته جایگاه پذیرنده نام دارد یعنی وزیکول ها از این سطح وارد جسم گلژی می شوند . سطح مقعر یاسطح نزدیک به غشاء پلاسمایی جایگاه صادر کنند ه نامیده می شود .
ج – انتقال مواد بین سطوح مختلف دستگاه گلژی به صورت وزیکولی می باشد .
شکل ۲۴ – ۳ : استروما همان بستره می باشد .
شکل ۲ – ۴ : مثال برای بافت پوششی مکعبی یک لایه ( لوله های نفرون ) و استوانه ای یک لایه ( سطح درونی روده ) در شکل آمده است و در متن کتاب نیامده است .اینها را نیز بخاطر بسپارید .
شکل ۵ – ۴ : در این شکل با توجه به تعداد هسته ها چهار سلول نشان داده شده است که شامل یک نورون و سه سلول نورو گلیا ست – جنس غلاف اطراف آکسون لیپیدی ذکر شده است – بخش بریده شده در وسط آکسون نشان می دهد که طول آکسون می تواند بسیار بیشتر باشد و در این شکل فقط بخشی از آن نشان داده شده است – انتهای آکسون می تواند شاخه شاخه باشد .
شکل ۶ – ۴ : الف – جوانه کناری : تشکیل هر برگ موجب می شود تعدادی سلول به صورت مریستمی در کنار آن پدید اید که به انها مریستم های کناری می گوییم . این مریستم ها خاستگاه تشکیل جوانه های کناری هستند و این جوانه ها خاستگاه محور های فرعی هستند .
ب – منشاء کلاهک از سلولهای بنیادی راس ریشه می باشد ٬ سلولهای کلاهک مرده اند و نقش محافظت از مریستم انتهای ریشه را به عهده دارند و مانع از تماس مستقیم مریستم ها با خاک می شوند .
ج – برش عرضی برگ شامل بخش های زیر است ۱ – روپوست بالایی و پایینی ۲ – میانبرگ که خود شامل دستجات آوندی ( رگبرگ ها ) و یک یا چند لایه سلولی کلرو پلاست دار است و در این شکل دو نوع لایه کلرو پلاست دار شامل میانبرگ نرده ای و میانبرگ حفره ای نشان داده شده است .
میانبرگ نرده ای نزدیک به روپوست بالایی بوده و فاقد فضای بین سلولی است در حالیکه میانبرگ اسفنجی نزدیک به روپوست پایینی و زیر نرده ای قرار دارد و دارای فضای بین سلولی زیادی است .
د – روزنه ها بیشتر در روپوست پایینی قرار دارند و دستجات آوند چوبی برگ بر روی دستجات آوند آبکشی قرار دارند .
شکل ۷ – ۴ : الف – شکلهای الف و ب مربوط به یک گیاه علفی دو لپه ای است و همانطور که در شکل الف می بینیم در برش عرضی ریشه از خارج به داخل لایه های زیر دیده می شوند : ۱ – لایه روپوست یا لایه تار های کشنده ۲ – پوست ۳ – استوانه مرکزی
ب – داخلی ترین لایه پوست آندودرم نام دارد – دایره محیطیه یا پریسیکل یا لایه ریشه زا اولین لایه استوانه مرکزی است .
ج – مقایسه شکل الف با ب :۱ – مرز بین پوست و استوانه مرکزی در ریشه کاملا مشخص است در حالیکه در ساقه اینطور نیست . ۲ – بیشتر حجم یا قطر ریشه را پوست تشکیل می دهد در صورتیکه در ساقه بیشتر حجم را استوانه مرکزی تشکیل می دهد . ۳ – در ریشه آوند ها به صورت یک در میان ( یک دسته اوند چوبی یک دسته اوند آبکش ) قرار دارند در حالیکه در ساقه دستجات آوندی بر هم نهاده هستند بطوریکه دستجات آوند آبکش رو به طرف خارج ( پوست ) و دستجات آوند چوبی رو به طرف مغز ( مرکز ) قرار دارند . ۴ – بخش زرد رنگ مابین دستجات آوندی در برش عرضی ساقه کامبیوم آوند ساز را نشان می دهد.
۹-۴ :ديواره نخستين در سلولهاي پارانشيمي نازك بوده و داراي لان ميباشد .در حالي كه ديواره نخستين در سلولهاي كلانشيمي ضخيم بوده و داراي لان مي باشد .
در روي ساقه دو نوع جوانه ديده مي شود : جوانه هاي جانبي و جوانه هاي انتهايي ، جوانه هاي جانبي در محل زاويه اي كه دمبرگ با ساقه مي سازد قرار دارند . اين جوانه ها ممكن است خاستگاه محور هاي فرعي يا گل باشند .

۱۲-۴ : موقعي كه سلولهاي سازنده آوند چوبي زنده اند ، موادي از جنس چوب از سمت داخل بر روي ديواره آنها گذاشته مي شود كه به شكل هاي مختلف است كه بر اين اساس آوندهاي چوبي را نام گذاري مي كنند مثلاً در اين شكل آوندهاي چوبي مارپيچ و مشبك قابل مشاهده اند .
۱۳-۴ : صفحه غربالي : ديواره هاي عرضي بين سلولهاي سازنده آوند آبكشي سوراخ سوراخ و شبيه غربال يا آبكش است و به آن صفحه غربالي يا صفحه آبكشي مي گويند .
۱۴-۴ : در ازاي بدن هيدر ممكن است به ۲۵ تا ۳۰ ميلي متر هم برسد . ديواره بدن هيدر كه كيسه گوارشي (حفره مياني ) را احاطه كرده شامل يك اپيدرم بيروني (اكتودرم ) و يك لايه داخلي (آندودرم ) است كه لايه مياني نيز در بين آن دو وجود دارد . لايه مياني در فاصله اپيدرم و آندودرم قرار دارد و به هر دو لايه متصل است . اين لايه ژلاتيني است . سلولهاي غده اي آندودرم آنزيم هاي خود را درون حفره اي گوارشي مي ريزند و به اين ترتيب عمل گوارش ( از نوع برون سلولي ) در درون اين حفره آغاز مي شود ، اما بسياري از ذرات غذايي هم به طريق فاگوسيتوز توسط پاههاي كاذب ايجاد شده به درون آنها مي روند و عمل گوارش درون سلولي روي آنها صورت مي گيرد .
– دانه هاي كوچك سبزرنگ آنزيم هايي هيدروليز كننده (تجزيه كننده هستند كه به صورت اگزوسيتوز از درون سلولها وارد كيسه گوارشي مي شوند .
۳-۵ : الف) ترتيب اجزاي تشكيل دهنده دستگاه گوارش (لوله گوارش ) در اين سه جانور بايد مطابق شكل به خاطر سپرده شود كه به ترتيب داريم :
کرم خاکی : دهان – حلق – مري – چينه دان – سنگدان – روده – مخرج
ملخ: دهان – مري – چينه دان – سنگدان – معده – روده – مخرج
گنجشك : دهان – مري – چينه دان – معده – سنگدان – روده – كلواك – ونت (vent ) مي باشد .
ب) در رابطه با گنجشك بايد توجه داشت كه معده در پرندگان دو قسمتي است كه به بخش اول آن كه بخش غده اي و ترشحي معده مي باشد پروونتريكولوس Proventricolus مي گويند و به بخش دوم سنگدان يا gizzard مي گويند .
غذا پس از چينه دان وارد اولين قسمت معده مي شود در ديواره اين قسمت از معده غدد ترشحي زيادي وجود داردكه شيره معده را مي سازند . شيره معده با غذا ها آميخته شده و هضم آنها را آغاز ميكند . بعد از آن غذا وارد دومين بخش معده به نام سنگدان مي شود . در داخل سنگدان اغلب دانه هاي ماسه وجود دارد که پرنده به هنگام دانه برچيدن آنها را بلعيده است . انقباض ديواره سنگدان به كمك اين دانه ها سبب آسياب شدن غذا ها مي شود .
ج) كلواك : محفظه اي است در انتهاي روده پرندگان ، خزندگان و دوزيستان كه مدفوع ، ادرار و گامت ها وارد آن ميشوند .
د) كيسه هاي معده در ملخ : انشعابات كيسه مانند ته بسته شبيه انگشتي هاي دستكش هستند كه به درون معده باز مي شوند و باعث افزايش سطح گوارشي ( سطح هضم و جذب ) مي شوند .
ه) در سطح پشتي روده كرم خاكي يك برجستگي وجود دارد كه اين برجستگي سطح تماس روده را با غذا افزايش مي دهند.
۵-۵ : الف) چين خوردگي ها ، پرزها و ريز پرزها باعث افزايش جذب در روده مي شوند كه پرز عبارت است از : برآمدگي هاي انگشت مانند كوچك در سطح داخلي روده كه داراي يك لايه سلول مي باشند كه در واقع همان لايه پوششي جدار داخلي خود روده است .
ريز پرز : برجستگي هاي كوچكي كه برروی سطح هر سلول پوششي تشكيل دهنده پرز وجود دارند و فقط با ميكروسكوپ الكتروني ديده مي شوند.
– در واقع ريزپرزها برجستگي هاي غشاء پلاسمايي سلولهاي تشكيل دهنده پرز هستند .
– وجود ريزپرزها ، پرزها و چين خوردگي ها سبب شده است كه سطح داخلي روده بيش از يك ميليون بار بزرگتر از لوله صافي با همان ابعاد باشد .
ب): خوني كه از سياهرگهاي روده خارج مي شود (خون داراي مواد جذب شده از روده ) بر خلاف ساير جاههاي بدن به جاي اينكه مستقيماً وارد قلب شود ابتدا وارد كبد ميشود و پس از عبور از كبد وارد قلب مي شود .
۶-۵: در اين شكل فرمول دنداني انسان در دو نيم آرواره بالا و پايين نشان داده شده است همانطور كه در شكل مي بينيم هر نيم آرواره بترتيب داراي فرمول دنداني زير است : ۱- دو دندان پيش ۲- يك دندان نيش ۳- دو دندان آسياي كوچك ۴-سه دندان آسياي بزرگ در نتيجه هر نيم آرواره داراي ۸ دندان مي باشد و ما چون دو آرواره داريم هر آرواره را مي توان به دو نيم آرواره تقسيم كرد پس هر فرد در واقع ۴ نيم آرواره دارد و در نتيجه ۳۲ دندان دارد
۷-۵ : در هنگام بلع ابتدا اپي گلوت به بالا خم مي شود و سپس به پايين خم مي شود و حنجره ابتدا به طرف بالا متمايل مي شود و سپس به طرف پايين بر مي گردد .
۸-۵ : الف) معده از نظر شكل ظاهري شامل سه بخش است ۱- طاق يا بخش نزديك به كارديا
۲- كف كه بخش نزديك به پيلور است و ۳- تنه كه بخش مابين طاق و كف مي باشد .
ب) غدد معده اي ممكن است به شكل لوله اي ساده يا لوله اي منشعب باشد . غده هاي معده از سه نوع سلول ترشحي ساخته شده اند – سلولهاي موكوزي كه موسين ترشح مي كنند و در سراسر سطح داخلي معده وجود دارند .
– سلولهي اصلي (ياپپتيك ) كه آنزيم ترشح مي كنند .
– سلولهاي حاشيه اي كه اسيد و فاكتوز داخلي معده را ترشح مي كنند .
ج)- غده ها بر حسب نوع سلولهاي ترشحي كه دارند ممكن است فقط يك ماده ( مثل موكوز ) يا بيشتر ترشح كنند .
۹- ۵ : مجراي كبدي با مجراي صفراوي با هم يك مجرای مشترک مي سازند كه اين مجرا در انتها با مجراي پانكراس يكي مي شود و ترشحات خود را به درون دوازدهه مي ريزند .
۱۰- ۵-: در اين شكل ابتدا مسير ورودي غذا با رنگ سبز (پيكانه هاي سبز رنگ ) شروع مي شود و سپس اين پيكانه هاي سبز به پيكانه هاي قرمز متصل مي شوند و پيكانه هاي قرمز به آبي و پيكانه هاي آبي به پيكانه هاي سياه ختم مي شوند و پيكانه هاي سياه هم وارد روده مي شوند .
(( پيكانه همان فلش خودمان است !!!)) ((واژه فرهنگستاني ))
شكل ۱- ۶ :الف) در اين شكل به نظر مي رسد كه به جاي ناي بايد نايژه نوشته شود . ب) بايد توجه داشت كه كيسه هاي هوايي پرندگان بر خلاف كيسه هاي هوايي انسان نقشي در تبادل گازها ندارند بلكه عمل تبادل گازها درون شش هاي پرنده انجام مي شود و كيسه هاي هوايي كه در اينجا نشان داده شده اند با انقباض عضلات بدن جمع و با انبساط آنها باز مي شوند . اين عمل تهويه كامل در ششها و در نتيجه جذب اكسيژن كافي را سبب ميشود . كيسه هاي هوايي با وارد كردن هواي خنك به درون بدن با افزايش دماي دروني مقابله مي كنند.چون پرندگان غدد عرق ندارند تخمين مي زنند كه سه چهارم هوايي كه وارد كيسه ها ميشود براي خنك كردن بدن است .
شكل ۴- ۶ : محل ورود و خروج هوا هر دو از يك منفذ مي باشد – در حشرات به خاطر اينكه دستگاه گردش خون باز دارند مويرگ وجود ندارد و دستگاه گردش مواد در نقل و انتقال گازهاي تنفسي نقشي ندارند .
شكل ۶- ۶ : شكل سمت راست مسير حركت هوا از خارج به داخل كه شامل : بيني – حلق- حنجره – ناي – نايژه – نايژك و كيسه هاي هوايي مي باشد را نشان مي دهد .
– شكل سمت چپ يك خوشه كيسه هوايي را كه شامل حدود ۹ كيسه هوايي است نشان مي دهد همانطور كه مي بينيد يك نايژك انتهايي به يك خوشه كيسه هوايي ختم شده است (البته گاهي يك نايژك انتهايي مي تواند به چند خوشه كيسه هوايي هم ختم شود ).
– سرخرگ ششي خون تيره را وارد كيسه هاي هوايي مي كند و تبادل هوا در اطراف كيسه هوايي بين مويرگها و كيسه هاي هوايي صورت مي گيرد و در نهايت خون روشن بوسيله سياهرگ ششي خارج مي شود .
شكل ۷-۶ :وقايع دم عبارتند از : ۱- دنده ها به سمت بالا و بيرون حركت مي كنند ۲- جناغ به طرف جلو حركت مي كند ۳- ديافراگرام مسطح مي شود .
وقايع بازدم : ۱- دنده ها به سمت پايين و داخل حركت مي كنند ۲- جناغ بطرف عقب برمي گردد ۳- ديافراگم گنبدي شكل مي شود .
۸-۶: هر مولكول هموگلوبين از چهار زنجيره پلي پپتيدي كه دو به دو مثل هم هستند تشكيل شده است( بخش گلوبين ) و چهار بخش آهن دار و غير پروتئيني بخش هِم يا سبز رنگ را مي سازند .هر بخش ” هم ” با يك مولكول اكسيژن تركيب مي شود .
شكل ۱-۷ :در عروس دريايي به ترتيب : الف)۴ بازوي دهاني وجود دارد كه در اطراف دهان قرار دارند و بعد از دهان يك كيسه گوارشي چهار قسمتی وجود دارد كه به هر كدام از آنها كيسه معدي مي گويند (۴ كيسه معدي )
ب) تعداد بسيار زيادي لوله هاي منشعب شعاعي وجود دارد كه به يك لوله حلقوي (دايره اي ) ختم مي شوند .
ج) تعداد زيادي شاخك يا بازو هم در اطراف كانال حلقوي يا لوله دايره اي قرار دارند .
د) ساده ترين دستگاه گردش مواد در عروس دريايي وجود دارد .
شكل ۲-۷ : الف) گردش خون بسته در كرم خاكي :۱- پنج جفت قلب لوله اي شكل دارد (هر چند در كتاب چهار جفت آن نشان داده شده است ) ۲- داراي سه نوع رگ مي باشد (سرخرگ –مويرگ-سياهرگ) ۳- خون موجود در سياهرگها و قلب تيره مي باشد ۴- خوني كه از قلب خارج مي شود بعد از ورود به سرخرگ و تنفس پوستي تبديل به خون روشن مي شود ولي ديگر به قلب بر نمي گردد .
ب) گردش خون باز در خرچنگ دراز : ۱- دو نوع رگ وجود دارد (سرخرگ و سياهرگ ) و مويرگ ندارند ۲- خون درون سياهرگها تيره مي باشد و درون سرخرگها روشن است .
۳-خوني كه وارد قلب ميشود روشن است يعني خون تيره قبل از ورود به قلب وارد برانشي ها (نقش آبشش را بازي مي كنند ) شده و تبديل به خون روشن مي شود . ۴-دريچه هاي قلبي دريچه هاي يك طرفه اي هستند كه فقط اجازه ورود خون به قلب منفذ دار را مي دهند و موقع انقباض قلب اين دريچه ها بسته ميشوند .
شكل ۴-۷: ۱- ماهي هاي استخواني معمولاً داراي ۴ كمان آبششي هستند هر چند در شكل دو كمان آبششي نشان داده شده است ۲- سياهرگ شكمي يا سياهرگي كه خون را وارد قلب (دهليز) مي كند داراي خون تيره است ۳- خون درون قلب تيره است ۴- سرخرگ شكمي يا سرخرگي كه خون را از قلب (بطن ) خارج مي كند داراي خون تيره است . ۵- سرخرگ پشتي داراي خون روشن است ۶- دستگاه گردش خون همه مهره داران از جمله ماهي ها بسته است .
شكل ۵-۷ : الف) مسير گردش كوچك خون عبارتند از :بطن راست – سرخرگ ششي كه دو شاخه مي شود(يكي به شش راست و يكي به شش چپ ) – شش ها (تبادل گازها و تبديل خون تيره به روشن ) سياهرگ هاي ششي (۴ عدد ) كه داراي خون روشن هستند – دهليز چپ .
ب) مسير گردش بزرگ خون : بطن چپ –آئورت –اندام ها و بافت هاي مختلف بدن (تبديل خون روشن به خون تيره ) بزرگ سياهرگ ها (دو عدد) زبرين و زيرين )دهليز راست .
ج) سياهرگ هاي ششي بر خلاف ساير سياهرگها خون روشن دارند .
د)سرخرگ هاي ششي بر خلاف ساير سرخرگ ها دارای خون تيره هستند .
شكل ۶-۷: الف) بزرگ سياهرگ زيرين خون اندام هاي نواحي پايين قلب و بزرگ سياهرگ زبرين خون اندام هاي بالای قلب را به دهليز راست وارد مي كند ب) چهار سياهرگ ششي وجود دارد كه هر چهارتا وارد دهليز چپ مي شوند .
شكل ۹-۷ :در اين شكل دو نمودار نشان داده شده است كه نمودار بالایي يك كارديوگرام (تكان ماهيچه اي ) بطني را نشان مي دهد كه در قلب جانوران صورت مي گيرد و در انسان عملي نيست – محور عمودي در اين نمودار مقدار انقباض را بر حسب سانتي متر نشان مي دهد و محور افقي زمان را نشان مي دهد .
– همانطور كه در شكل نشان داده شده است اين نمودار داراي سه بخش است ۱- زمان نهفته (بخش مسطح ) ۲- زمان انقباض (بخش بالا رو) ۳-زمان استراحت(بخش پايين رو)
– ب)نمودار پاييني يك الكتروكارديوگرام را نشان ميدهد كه محور عمودي مقدار پتانسيل ثبت شده بر حسب ميلي ولت را نشان مي دهد و محور افقي زمان را نشان مي دهد .
– ج)بيشترين پتانسيل ثبت شده مربوط به موج R و كمترين پتانسيل مربوط به موج S مي باشد .
شكل۱۲-۷: همانطور كه در شكل نوشته شده است در همه مويرگ ها ي بدن به جز مويرگ هاي كليه روزانه ۲۰ ليتر تراوش صورت مي گيرد كه ۱۷ ليتر آن دوباره جذب مي شود و به خون بر مي گردد و ۳ ليتر آن وارد سيستم لنفي مي شود در حاليكه در مويرگ هاي كليه ميزان تراوش حدود ۱۸۰ ليتر كه حدود ۵/۱ ليتر آن بصورت ادرار دفع مي شود .
شكل۱۷-۷ : الف) لنفوسيتها تقريبا به اندازه گويچه قرمز هستند با هسته درشت مدور و تيره كه مقدار كمي سيتو پلاسم دارند.
ب)مونوسيتها:اندازه اين سلولها تقريبا دو برابر يك گلبول قرمز است معمولا هسته U شكل دارند.
ج)نوتروفيل ها: هسته اين سلولها سه تا پنج قطعه اي است.
د)ائوزينوفيل ها: هسته دو قطعه اي و آشكار دارند.
شكل ۱۸-۷ : در اين شكل سه مرحله اصلي مكانيسم شيميايي انعقاد خون نشان داده شده است مرحله اول : ايجاد زخم در ديواره رگ خوني باعث برخورد پلاكت ها به بافت پيوندي مي شود كه در نتيجه پلا كت ها و سلول هاي آسيب ديده ماده اي به نام ترومبوپلاستين ترشح مي كنند كه اين ترمبو پلاستين به همره كلسيم و ساير فاكتور هاي انعقادي كه در پلاسما موجودند باعث راه اندازي مرحله دوم مي شوند
مرحله دوم : در حضور يون كلسيم و ترمبوپلاستين ، پروترومبين كه يك پروتئين پلاسمايي و غير فعال است به ترومبين كه شکل فعال آن است تبديل مي شود .
مرحله سوم : در حضور ترومبين ، فيبرينوژن محلول در پلاسما به صورت رشته هاي فيبرين نامحلول در مي آيد و لخته تشكيل مي شود در حقيقت لخته حاصله درزير ميكروسكوپ تعدادي رشته در هم را نشان مي دهد كه توليد يك شبكه تور مانند را كرده اند . سلولهاي خوني به ويژه گلبولهاي قرمز وپلاكت ها به منافذ اين شبكه مي چسپند و از خروج خون جلوگیری می کنند (درست مانندیک صافی که منافذان بوسیله اجسامی پر شده باشد).
شكل ۲۱-۷: الف) درون پوست يا آندودرم از يك لايه سلول درست شده است كه معمولاً سلولها به شكل مكعب مستطيل بوده ، هر يك از آنها داراي يك قاب چوب پنبه اي به نام نوار كاسپاري هستند .
ب) همانطور كه در شكل ديده مي شود نوار كاسپاري سطوح جانبي هر سلول آندودرمي را فرا مي گيرد و در اين سلول ها دو سطحي كه يكي رو به پوست و ديگري رو به استوانه مركزي قرار دارند ، سلولزي هستند و عبور مواد محلول از پوست به استوانه مركزي از ميان آنها انجام مي شود .
ج) سوبرين ماده اي از گروه ليپيد ها (موم ها ) مي باشد .
۳۴-۷ : در اين شكل همانطور كه نشان داده شده است همواره در محل منبع و هم در محل مصرف و هم در فاصله بين اين دو محل آب از آوند چوبي خارج شده و وارد اوند آبكشي مي شود .
۱-۸: در اين شكل سه نوع ماده دفعي نشان داده شده است و نوع ماده دفعي در برخي گروههاي جانوري نشان داده شده است كه به خاطر سپردن آنها الزامي است (توضيحات لازم در خود متن شكل آمده است )
شكل ۲-۸ :الف) اجزاء تشكيل دهنده دستگاه دفع ادرار در انسان عبارت است از : ۱- دو كليه ۲- دو ميزناي ۳- يك مثانه ۴- يك مجراي خروج ادرار يا ميزراه
ب) بخش هايي از نفرون ها كه در بخش قشري كليه قرار دارند عبارتند از : ۱- كپسول بومن ۲- لوله خميده نزديك ۳- لوله خميده دور
ج) بخش هايي از نفرون كه در بخش مركزي كليه قرار دارند ۱- لوله هنله ۲- لوله جمع كننده ادرار
د) بخش نزولي لوله U شكل هنله نازك مي باشد ولي بخش صعودي آن از دو قسمت نازك صعودي و ضخيم صعودي تشكيل شده است .
شكل ۵-۸: الف ) تراوش مواد فقط در درون كپسول بومن صورت مي گيرد و شامل تراوش آب ، انواع نمك ها Nacl و غيره ، يون بي كربنات ، اوره ، گلوكز ، آمينو اسيد و برخي داروها مي باشد . ب) باز جذب به روش انتقال فعال ۱- در لوله خميده نزديك ( Nacl و آمينو اسيد ) ۲- بخش قطور بالا رو لوله هنله ( Nacl ) 3- لوله خميده دور ( Nacl ، Hco3 ) 4- لوله جمع كننده ادرار (Nacl) ج) باز جذب به روش انتقال غير فعال :۱- لوله خميده نزديك (آب، Hco3) 2- بخش نزولي نازك لوله هنله ( H2o) 3- بخش نازك صعودي لوله هنله ( Nacl ) 4- لوله جمع كننده ادرار ( اوره و آب )
د) ترشح: ۱- لوله خميده نزديك (H و بعضي سم ها ) ۲- لوله خميده دور ( H برخي داروها و سم ها )
شكل ۱-۹ :الف) نوع مفصل بين بندهاي سازنده پاي مورچه از نوع مفصل گوي و كاسه اي است . ب) اسكلت خارجي حشرات كه از جنس كيتين است را كوتيكول مي گويند .
شكل ۳-۹ : اجزاء سازنده حركتي عقبي اسب عبارتند از : ۱- لگن ۲- ران ۳- ساق ۴- مچ ۵- كف پا ۶- انگشت سوم مياني كه شامل سه بند مي باشد كه بند سوم رشد زيادي كرده و سم را مي سازد و جاندار در واقع سم رو مي باشد .
۴-۹ : انواع باله ها در ماهي ها :الف ) باله هاي زوج ( باله هاي سينه اي و شكمي ) ب) باله هاي فرد ( پشتي ، مخرجي يا لگني و دمي )
شكل ۵-۹ :بال يك پرنده شامل بخش هاي زير است : ۱- بازو ۲- ساعد كه شامل زند زيرين و زند زبرين است ۳- پنجه كه شامل الف) بالك كه در واقع انگشت اول است و ب) انگشت دوم ج) انگشت سوم
شكل ۷-۹ :سار كومر : فاصله بين دو خط Z را ساركومر مي گويند .تارچه :از توالي طولي چندين ساركومر يك تارچه ساخته مي شود . تار ماهيچه اي يا ميون يا سلول ماهيچه اي : از مجموع چندين تارچه بوجود مي آيد . دسته تار : از تجمع چندين تار ماهيچه اي بوجود مي آيد . ماهيچه : از تجمع چندين دسته تار ماهيچه اي بوجود مي آيد .
شكل ۸-۹ : الف )ميو فيبر پل را مي توان معادل تارچه در نظر گرفت .ب) هر ميو فيبر پل از رشته هاي نازكتري به نام ميكرو فيبر پل يا ميو فيلا منت ساخته شده است كه شامل رشته هاي نازك و ضخيم است . ج) جنس نوار روشن به طور كامل از رشته هاي نازك مي باشد در حاليكه جنس نوار تيره هم شامل رشته هاي نازك وهم رشته هاي ضخيم است .
شكل ۹-۹ : در اينجا برخي ماهيچه ها را كه ازروي نام آنها نمي توان محل آنها را تشخيص داد مي آوريم :۱- ذوزنقه اي : ماهيچه تخت سه گوش كه پشت گردن و شانه را مي پوشاند براي حركات استخوان كتف حائز اهميت است و نيز سر را از عقب به طرفين مي كشاند ( بخشي در پشت بدن و بخشي در جلوي بدن ) ۳- سه سر پشت بازو : ساعد را باز مي كند ۴- پشتي بزرگ : از مهره هاي كمر منشاء مي گيرد و در حركت شانه و دست به سمت عقب نقش دارد .
۵- ماهيچه هاي سريني :شامل ماهيچه هاي سريني بزرگ و متوسط و كوچك كه عهده دار حركت ران هستند .۶- دو سر پشت ران : زانو را تا كرده و ران را باز مي كند و ساق را به بيرون مي گرداند . ۷- ماهيچه توام : ماهيچه اي كه قسمت اعظم نرمه ساق پا ( پشت ساق ) را تشكيل مي دهد .
ش ۱۰ – ۹ : الف ) در بافت استخواني متراكم مجاري باريكي به نام مجاري هاورس به طور موازي با حفره مركزي استخوان ديده مي شود كه اعصاب و رگ ها و كمي بافت پيوندي در آنها وجود دارد .
ب) در اطراف هر مجراي هاورس سلول ها و ماده استخواني به صورت تيغه هاي متحدالمركز قرار گرفته اند( مجموعه يك مجراي هاورس و تيغه هاي اطراف آن را يك سيستم هاورس مي نامند ) .
ج) در بافت استخواني اسفنجي ، نظمي كه در سيستم هاي هاورس گفته شد وجود ندارد ، در اين بافت تيغه هاي نامنظم استخواني ديده مي شود كه در حفره هاي وسط آنها مغز استخوان و رگهاي خوني قرار دارند. د) استخوان دراز ، يك تنه استوانه اي ديا فيز و دو سر برجسته اپي فيز دارد . ه) مغز استخوان ماده اي نرم قرمز يا زرد رنگي است كه مجراي مياني ( حفره مركزي ) استخوان يا حفره هاي بافت اسفنجي را پر مي كند . مي دانيم كه مغز استخوان با داشتن سلولهاي بنيادي منشاء تمام سلولهاي خوني مي باشد . و) در انسان از حدود پنج سالگي به بعد توليد گلبولهاي قرمز در استخوانهاي دراز كاهش مي يابد و قسمتي از مغز قرمز آنها به مغز زرد كه چربي زياد دارد تبديل شده ، گلبول سازي آن متوقف مي شود . البته برخي اوقات و در صورت نياز مغز زرد مي تواند مبدل به مغز قرمز شود و گلبولهاي خون را توليد كند .
شكل ۱۱-۹ : اسكلت آدمي براي سهولت مطالعه به سه بخش ۱- سر ۲- تنه ۳- دست و پا تقسيم مي شود كه به ترتيب الف ) بخش سر شامل جمجمه و چهره است .ب) استخوانهاي تنه شامل سه بخش است :ستون مهره ها ،دنده ها ،جناغ – به هر يك از قطعات ستون مهره ها يك مهره مي گوييم .ج) استخوانهاي دست و پا : دست و پا هر يك به وسيله چند استخوان به تنه متصل مي شوند استخوانهاي رابط دست را به تنه – شانه و استخوانهاي رابط پا را به تنه ، نيم لگن مي گويند د) شانه : شامل دو استخوان است : يكي ترقوه در جلو كه از يك طرف به جناغ و از طرف ديگر به كتف مربوط است ، ديگري كتف در پشت شانه. كتف استخوان پهن و نازكي است كه شكل مثلث دارد .سر استخوان بازو در گودي استخوان كتف فرو مي رود و در آن مي چرخد ( مفصل گوي و كاسه اي) ه – لگن(نيم لگن ): سر برجسته استخوان ران در گودي استخوان نيم لگن فرو ميرود و در آن مي چرخد (مفصل گوي و كاسه اي ) و – كشكك :استخوان كوچك و پهني است كه در مقابل شيار استخوان ران قرار دارد . ز) دست شامل استخوان هاي زير است :۱- بازو ۲- ساعد كه شامل دو استخوان زند زيرين و زند زبرين است . زند زيرين زائده اي به نام آرنج دارد كه با استخوان بازو مفصل مي شود ، ولي زند زبرين از پايين به مچ مفصل مي شود .۳- مچ دست ۴-كف دست (۵ قطعه استخوان ) ۵- انگشتان
ح) پا شامل استخوانهاي زير است : ۱- ران ۲- ساق كه شامل درشت ني و نازك ني است درشت ني از بالا با ران و از پايين با استخوانهاي مچ پا مفصل مي شود .قوزك داخلي پا سر درشت ني است . نازك ني از بالا به درشت ني تكيه مي كند و از پايين قوزك خارجي پا را مي سازد . ۳- مچ پا ۴- كف پا ۵- انگشتان پا
شكل ۱۷-۹ :پيچش نوك برگ در گياهان تيره پروانه واران ديده مي شود .
شكل ۱۸-۹ :گياه ديونه يك گياه گوشت خوار است .

ارسال شده توسط کاربر محترم خانم zahra

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *